خاطرات یک عدد الکی شاد!

خوش اومدی رفیق!

:)

جالب نیس که آخرین پستم مال 8 مهره؟ :))))))))

چه کاریو دوس داری؟(:

غر زدنو خیلی دوس دارمD:

اصن آرامش میده بهم:|

فیضولی هم همینطور =)

و همچنین کرم ریختن;)

سه تا کاریه که هیچوقت تکراری نمیشن برامD;

شما چه کارایی رو دوس دارین؟

خاطره ی جالبی دارین در موردش؟ تعریف کنین خب شاد بشیم^_^

عجیبـاً قریبــاً😐

یه سوال بپرسم؟

چجوری عمر سایتمو زده 415 روز در حالی که مجموعا 3 هفته نیس وب زدم؟:|

عجیبـاً قریبــاً😐


+خودم فهمیدم چرا..:|

بیخیال:|

کار و زندگیِ قشنگم.. قشنگِ کار و زندگیم:|

ببین تو رو خدا یه درس و مدرسه چطور از کار و زندگی انداختتمون =|

چه وضعشه عاخه... :/

خسته شدم:(

حوصلم سر رفت اه

همیشه از جمعه ها بدم میومد

چرا هیچکدومتون نیستین؟ -_-

ماجرا های مدرسه ی جدید2

آقا من تو پست قبل یادم رفت بگم ، مهتاب یکی از بچهای ما که بلند شد کاراش رو بگه با یه حالت خیلی معمولی بلند شد گفت المپیاد ریاضی و علوم مقام آوردم[یادم نیس رتبه هاشو بگم.. ولی گف] علاقه دارم المپیادای مختلفو شرکت کنم ، طراحی نقاشی این اون :|

قیافشم کلا این شکلی بود:😐😑😒 :|

بعد اونا... بماند نگم دیگه:|

شنبه هم اول کاری میخوان ببرنمون موزه دفاع مقدس-___-

پارسال رفتیم اشکمونو در آوردن و پا درد گرفتیم برگشتیم:|

دیروزم یه عاقایی رو آورده بودن یه ساعتی فک زد درباره همین دفاع مقدس:/

ما که گوش نکردیم چرتو پرتاشو ولی خب دستش درد نکنه ریاضیمون پرید😃

تهِ نمازخونه نشسته بودیم بعد آفتابم زده بود با ساعتم نور رو زدم تو چش یارو ولی خب چون فاصله دور بود اذیتش نکرد:/

دیگه اینکه امروز خیلی بیکارم .. دلم درس میخواد-__-

همین.. دیگه حرفی ندارم :|

ماجرا های مدرسه ی جدید

با این مدرسه جدیده اصلا نتونستم کنار بیام تا الان..
بی نظمه خیلی..
همت که بودم واقعا همه چیز منظم و تمیز بود ولی اینجا کاملا برعکسه..
کلا 15 نفر از بچهای ما اومدن اینجا..
10 تا تجربی ، 2 تا انسانی و 3 تا هم ریاضی..
بقیه همه از مدرسه بینایی اومدن و تک و توک عادی..
بینایی هام نمونه ان ..
با معاون پرورشی کلاس دفاعیو داریم .. بعد یکی یکی بلندمون کرد که چه کارای هنری بلدین از آشپزی تا مسابقات و اینا
بچهای بینایی همشون بلند میشدن میگفتن فلانیم از مدرسه شهید بینایی معدلم 20 کار با مس و نقاشی و طراحی و اینا 
بعد یکی بلند شد گف من کیکم درست میکنم
 معاونه گف خوش بحال مادراتون که دختر دارن .. من دوتا پسرم که تو آشپزی و اینا بدردم نمیخورن
عاقا اینا یه کلمه شنیدن پسر داره..
دیگه یکی گف خانوم من غذای اصلیو درست میکنم مامانم ژله و کیک:|
اون یکی جَو گرفتش که خانوم من ژله کیک نسکافه قهوه بستنی کافی شاپ!!!! اینا بلدم درست کنم😂😂
بعد معاونه گف کافی شاپ بلدی درست کنی؟:| ینی چی؟:|
رفیقش برگشت گف مامانش کافی شاپ داره اینم چرت میگه😂
بچه رو ضایع کرد
خلاصه که امروزم معلم شیمیه اومده میگه من همسن مادرای شمام .. پسرم از شما بزرگتره یازدهمه:|
عربیه دوباره اومد پسرشو به رخمون کشید/:
معلم دینی مدرسه قبلیمون میومد سر کلاس میگف "رفته بودم میدون فاطمی ، بعد یه پسره افتاده بود دنبالم😂😂 بهش گفتم من سن مادرتو دارم خجالت بکش بعد پسره هم میگفته عع جدی میگی؟ اصن بهت نمیخوره"
با صدای پر از اِفِه و نازک بخونین:|
حالا مشخصات ظاهری و اخلاقیشم سگ ، چاق :| ، همچین بگی نگی شوخ هم بود..
ما که هیچکدوم خوشمون نمیومد ازش.. حالا اومدیم اینجا معلم عربیه کپی همونه:| فقد اون یذره شوخ طبعی رو هم نداره دیگ-_- هاپو کمشه..:/
یه کلام بهش گفتم من نمیخوام نکات رو تو دفتر بنویسم و تو کتاب مینویسم میخواس منو بخوره-_-
وای چقد حرف زدم:|
شروع شد دوباره چرت و پرت نویسیام:|
خب فعلا به درسای خوشگلتون میسپارمتون
آخ راستی فردا برنامم اینه :
ریاضی ، هندسه ، ریاضی ، زبان ، تفکر =|
مغزم قراره متلاشی بشه =)
دیگه بسه فعلا .. بابای رفقا =)

خداوندا کمک!

و کم کم نوای " مکن ای صبح طلوع " دانش آموزان به گوش می رسد...😥😬


امشبی را شب بدبختیِ شاگردان است..

مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع😭🤦‍♀️


شاعرش خودمم ها :|

کپی با ذکر منبع آزاد است 😏


+ولی میخوام حس تون رو بدونم وقتی روز اول مهر قراره دو زنگ پشت سر هم فیزیک و بعد عربی و در آخر دفاعی داشته باشید...!

رسما قراره قهوه ایمون کنن اول کاری...!😬💩


پیش بینی

خب خب بی زحمت نتیجه ی بازی رو پیش بینی کنید😉

هرکی درست گفت بره جایزشو از تیم محبوبش بگیره😁🤣


+خودم میگم ۳ هیچ پرسپولیس💪


++گللللللللللللللللللل😍😍

دقیقه 81 ، عبدی


+خب خب حدس هیچکدوم درست نبود :|

ولی خب بردیم ^^

مبآرکآ 😍

خوشا بحالتون!

ولی خدایی خوش بحال اون دسته از دوستانی که امسال کنکور دادن و راحت شدن از استرس اول مهـر!

راحت شدن از مکانی به اسم "مدرسه" که حداقل تو کشور ما چیزی جز شکنجه گاه نمیتونه تعبیر بشه...

انقدر از بیان تعریف شنیدیم که ما نیز آمدیم!

آرشیو یک سال فعالیت در بلاگفا : nstrn82.blogfa.com
Designed By Erfan Powered by Bayan