عنوان خاصی به ذهنم نرسید براش!
ولی من میگم هر اتفاقی که میوفته یه حکمتی توشه
حتی بنظرم خدا خیلی وقتا ، خودش نامحسوس به دلمون میندازه که فلان کار رو بکنیم...
دقیقا همون چیزایی رو میگم که دست خودت نیست و بی دلیل اصرار بر انجامشون داری..
همونایی که نسبت بهشون یه اشتیاق بیش از حد داری..!
این قضیه به کنار..
به یچیز خیلی اعتقاد دارم..
اونم اینکه
اگه در مورد کاری .. چیزی .. یا حتی کسی ، احساس خوبی دارید ، مطمئن باشید که احساستون به سرانجام میرسه
حالا اگه اینجا هم نشد ، اون دنیا میشه
ولی خب .. تلاش تو رو لازم داره
اینکه چقدر سعی میکنی واسه رسیدن به هدف ، خیلی مهمه
چون اینجوری خدا میفهمه که تو چقدر نسبت به اون موضوع اهمیت میدی ، پس کمکت میکنه
ولی اگه تلاش نکنی ، خدا هم میگه علاقش اونقدرا هم جدی و واقعی نبود.. پس بیخیالش!
این وسط یه کسایی هستن که میگن "علاقه داشتم ، تلاش زیادی هم کردم ولی نشد!"
این دسته از آدما خیلی خوشبحالشونه
چون خدا یجور دیگه و با شدت خیلی بیشتری هواشونو داره!
خلاصه که خدا خیلی باحاله! :)))
نذر علم
این پست رو پارسال گذاشته بودمش ، آدرسش رو میذارم امیدوارم بدرد کنکوریا و کلا اونایی که آزمون مهمی دارن بخوره^_^
شاید یه فلش بک به پارسال همین روزا....
یکی از علایقم اینه که هر چن وقت یبار میرم سراغ وب بچها و پستای قدیمیشونو با تمام کامنتاشون میخونم:)
کاملِ کاملِ کامل!
مخصوصا اوناییشون که پر از خاطره های خوبن...:)
امروز نوبت وب یاسی بود.. امسال کنکور داره و واسه همینم فعالیتی نداره.. براش دعا کنین:)
وب مهدی خان رو هم امشب شخم زدم:)
این دوتا وب انقدر اتفاقای قشنگ توشون افتاده و خیلی خیلی خوشبختانه مثل بعضی از دوستان نیومدن ثبت موقت بزنن ، که معمولا میرم و پستای مربوط به یکی دو سال پیش رو میبینم..
چند شب پیش هم نوبت رز بلاگ بود و سایت قشنگی که کلی پاش زحمت کشیدن دوستان و :)
جالبه.. دقیقا از وقتی که فعالیتمون متوقف شد ، دیگه هیچ خرابی ای پیش نیومد :)
انگاری حتی رز بلاگ هم با وب بروبچ مشکل داشت.....
اگه وب توی بلاگفامون بود ، قطعا و قطعا بهش سر میزدم ولی حیف و صد حیف....
کاش برمیگشتیم به قبل... روزایی که تو این دو سه سال گذشتن ، بهترین و قشنگ ترین خاطرات رو برام رقم زدن...
حال و هوای پارسال این موقع رو بشدت خریدارم..
همه استرس داشتیم.. واسه یه موفقیت.. از نظر هرکس ، موفق شدن توی اون برهه ی زمانی واسه خودش شکستن شاخ غول بود!
من و چنتا از بچها آزمون نمونه و انتخاب رشته و بقیه کنکور...
اصلا یادم نمیره چقدر استرس تحمل میکردم..
شب آزمون نمونه قشنگ یادمه عروسی یکی از اقوام بود و من نتونسته بودم که برم.. موندم خونه و کلی خوش گذروندم=)
وای کنکور رو بگو...
وقتی جوابای کنکور اومدا ، داشتم سکته میزدم... از آزمون خودمون واسم مهم تر شده بود... فکر کن من این بودم خود بچها حالشون چی بوده دیگه...
یادش بخیر.. همه صورتا داغون شده بودن و حداقل یه تبخالی چیزی زده بودیم..😅
من خودم که صورتم دیگه جای خالی نمونده بود توش...
چقدر همه چیز عوض شد.. با گذشت یکسال.. خیلی چیزا تغییر کرد...
خیلیا وبشونو حذف کردن... لاله .. آوا.. درنا.. حتی هاجر هم خیلی کم میاد دیگه...
فیونا هم همینطور...
چقدر دلم تنگ شده واسه تک تک اون روزا .. :)
شاید رفقای بیانی خیلی متوجه چیزایی که میگم نباشن.. خب عادیه چون نمیشناسین اکثر کسایی رو که اسم بردم..
ولی خب یهویی دلم خاس که اینجا منتشر کنم پستم رو.. و چقدرم که طولانی شد...
اگه حالش رو داشتین و خوندین ، پیشاپیش ممنونم که وقت گذاشتین..:)🌹🙏🏻
از تجربه هاتون بگید برام...
تا حالا شده ناخواسته گند بزنی تو همه چیز؟!
شده یه خونه از جنس رفاقت بسازی .. بعد با یه زلزله همش خراب شه بریزه پایین؟!
بعدش چیکار کردی؟!
من در 20 سال دیگه!
ممنونم بابت دعوت سپیده ی عزیزم و آقا رهام🌹🙏🏻
و شرمنده بابت تاخیر!
۲۰ سال زمان زیادیه واقعا.. حالا اگه باز ۱۰ سال بود آسونتر میشد پیش بینی کرد...
۲۰ سال دیگه حدودای سن ۳۷ سالگیم..
خب قاعدتا اتفاقات مختلفی تو زندگیم افتاده .. با کمک خدا مهندس کامپیوتر شدم و جایی مشغول کارم
خانواده تشکیل دادم و احتمال زیاد بچه هم دارم ، اسم نفس رو دوس دارم واسه دخترم بذارم(:
و احتمالا هر روز از صبح تا شب باهاش درگیرم که درس بخونه و بازیگوشی نکنه!
ببین تا کجا رفتم دگ😂 ولی خب اشکال نداره آرزو بر جوانان عیب نیس😁
احتمالا همچنان میام وب و از روزمرگی هام مینویسم ، شایدم از اینجا رفتم🤷♀️
اینکه زندگیم رو حالت خیلی عادی پیش بره و در واقع دچار روزمرگی بشه رو دوس ندارم.. و تلاشمم میکنم واسه دوری از این اتفاق..
احتمالا هر روز ایده های جدیدی رو تو سرم پرورش میدم و با همکاریِ شریک زندگیم عملی میکنم..
و دیگه نمیدونم واقعا...
چیزی به ذهنم نمیرسه🤔
+هرکس از رفقآ که پست رو دید و خوشش اومد از چالش از طرف من دعوته:)
کی تندتر تایپ میکنه؟!
بچه مهندس ۳
آخیییش خوبش کرد
دختره ی میمون😑
هی گروهم گروهم میکنه🤪
البته کار اول قاسم هم درست نبودا ، خدا خیرش بده اون خانم مقدمو😏
دلم خنک شد اصنم:|
هر چند دیر شد یکم ولی خب ، روزتون مبارک!
نبینین دبیرامونو مستفیض میکنیم اینجا.. بالاخره دانش آموزه و غر زدناش!
کار دیگه ای که ازمون بر نمیاد(:
روزتون مبارک فرشته های زمینی🌹🌹🙏🏻
بمونین واسمون❤
پاشید بیدار شید!
اولین سحری امسال تهنا داره خورده میشه:):
رفتم مامانو بیدار کنم.. بنده ی خدا نزدیک بود سکته بزنه😐😂
میخواست جیغ بکشه گفتم هیییسسسسسسس😂
ماه رمضونتون مبارک :)❤
+ و ساعت ۴ و ۴۹ دقیقه صبح وی میرود لاک پاک کن میاورد تازه😐🤦♀️
خداوندا منو آدم کن😐🤲
خوبین؟
دلم داره بشدت شور میزنه...
شماها حالتون خوبه؟!
خبر بدید از خودتون..
+گفتم یه مرگم هستا....
بی دلیل دلشوره نمیگیرم من🤦♀️😑
گیلی گیلیییی😍
واتس اپ حتی از بلاگفا هم بدتره😑
ینی تف تو این واتس اپ اهههههه
چرا مطالب از بین مییررررنننننن
من الان فیزیکو چ غلطی کنمممم خدااا😭😭😭
هِلو اِوری بادیییییی😉
مبارکآ😍
عید نیمه شعبان مبارک همگی😊❤🌹
+اولین نیمه شعبانیه فک کنم همه جا خلوته انقدر...
خوش اومدی به جمعمون!
عاقا تلاشای من در حوزه ی اضافه کردن بلاگر داره کم کم نتیجه میده😅😂
یکی دیگه از رفقآی عزیزم که همکلاسیمم هستش ، سپیده جآنم به جمعمون پیوست:))
۱۰ کار که قبل از مرگ باید انجام بدم
اول تشکر از آقای رهام خان بابت دعوتش😊🌹
چالش جالبیه که هدف هامونو مشخص میکنه و باعث میشه امید به زندگی ۱۰ برابر بشه:))
اما کارای من!
البته به ترتیب نیستن اینا..
۱.قطعا یه مهندس کامپیوتر کار بلد بودن یکی از آرزو هاییه که واسش تلاش میکنم.
۲.رولد دال از نویسنده های محبوبمه که خیلی دوس دارم بقیه ی کتاباشو بخونم (اکثرا تخیلیه و برا نوجوان)
۳.دلم میخواد یه رمان بنویسم و تموم کنمش واقعا😐 آخه نصفه نیمه زیاد نوشتم..
۴.خیلی دوس دارم کاری کنم که همه به ریاضی علاقه پیدا کنن ، شاید با دبیر شدن به این آرزوم برسم😊😀
۵.مستقل باشم از خانواده توی هر موردی ، چه خونه و زندگی و چه درآمد..
۶.یه روزی انقد دستم باز باشه که بتونم به کسایی که نیاز دارن به خیلی از مواردی که شاید برای من و شما عادی و دم دستیه ، کمک کنم.
۷.بتونم یه زندگی پر از آرامش رو بسازم و بدست بیارم.
۸. علم و دانشم رو توی همه موضوعات بالا ببرم.
۹.به کسایی که دوسشون دارم و برام مهمن بگم و برای نگه داشتنشون توی زندگیم تلاش کنم. البته که به زور و اجبار منظورم نیست.
۱۰.بتونم لطف های اطرافیان و دوستان که در حقم میکنن رو جبران کنم.
فک میکنم یکم زیادی بلند پروازانه شد ولی خب:)
بنظرم این تموم چیزیه که از زندگی میخوام و باید ازش بگیرم:))
و در آخر دعوتی ها از سمت من ، خب اکثر رفقای بیانی این چالش رو انجام دادن:)
من از این چهار دوست عزیز آقای مهدی و زری جان و محیا جان و سپیده جان و هرکس که این مطلب رو میخونه دعوت میکنم :))
اندر احوالات نصفه شبی😐
خوابم نمیبره😑
فیلمای هندسه رو دارم میبینم☹
خیلی خوشم میاد ازش:/ میمون
واای صبح ساعت ۸ کلاس داریم با ریاضی😑😑
این یکیو اگه خواب بمونم نمیتونم بپیچونم😑😂
کلاسش و تدریسش خوبه ها منتهی دبیرش میگه وقتی الان تو کلاسین اگه پیام منو سین نزنین همون لحظه غیبت رد میکنم😑
در نتیجه برا یه ساعتو نیم باید تو واتس اپ رختخواب پهن کنیم😑💙
ولی کار ندارم خدایی از همه دبیرامون آدم تره😐❤
شانس نیس که...
خدا خودش کمک کنه😑
بیماری روانی ینی تو روز هیچ غلطی نکنی ، بعد تا ۴ صبح بیدار بمونی فیلمای شیمیتو ببینی و از کلاس ساعت ۸ صبحت جا بمونی=|
😅
یه رفیقم دارم ، میشینه پروفایل بچها رو میبینه و حسرت میخورع که چرا پسر نیس😑😂
تصور کن!
ولی دنیایی که سیاوش قمیشی تو آهنگ " تصور کن " میگه خیلی قشنگه و البته دور از ما...
عیدتون مبااررررررررک
بهار، خرامان می آید و در نو شدن هر ذره ی جهان، دعوتیست! در رقص سبزه ها بر تن پوش سبز بهار، در هلهله ی چکاوکان بر فراز آسمان، در دامن دشت تر مست از دوش آفتاب… همه در گفتگو برای دعوت توست برای تحول دوباره ی قلبت در بگشای که جهان منتظر توست.
نوروز بر همگی مبارک😍😍❤️🌺
به رسم هر سال حلالیت میخوام ازتون..❤
سال جدید داره دانلود میشه ⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬜️ 99/5%
حق الناس تنها موضوعیست که در قیامت با شفاعت هم حل نمیشود آنچه از من بر دل دارید دانسته یا ندانسته در این روزهای پایانی سال ببخشید🙏🌹 🌹🌿
سال نو پیشاپیش مبارک 🌿🌹
خدایا خودت هوامونو داشته باش 🙏😍
سوتی یکی از رفقا..
آقا ما الان از سر کلاس مجازی ریاضی اومدیم بیرون ، تماشا کنین سوتی یکی از رفقا رو که منظورش یک سکه هستش...😑😂😂
اگه پایه این بسم الله...
یه فکری به ذهنم رسید..
حالا که آخر ساله یچیز بذاریم یادگاری بمونه..
هر کسی دوس داشت ، این جمله رو ادامه بده تا هر جایی که میتونه و کامنت یا پست کنه
متن-شعر-تکست-طنز هرچی..
چند روز دیگر ، دیروز میشود پارسال...
واقعیت تلخ....
زنان یک جامعه را محدود کنید ، آن ها را تو سری خور و حقیر کنید ، تمسخرشان کنید ، کاری کنید تا بزرگترین آرزویشان ازدواج و بزرگترین هنرشان آشپزی و خیاطی باشد ، بلایی بر سر آن ها بیاورید تا از اجتماع بترسند ، تخم تفکری در ذهن پدرانشان بکارید تا ایمان بیاورند دخترانشان را باید در قفس پرورش دهند ، کتاب علم و قلم و چکش را از دخترانشان بگیرید و به جای آن ملاقه و سوزن و انجیل به دستانشان بدهید، با جوانانشان کاری کنید که از جنس مخالفشان دور باشند ولی تمام تفکرشان پیش آن ها، و هر کسی که برای آزادی زنان تلاش کرد را بنده شیطان و دشمن خدا بنامید که او دشمن ما ، و ما خدای زمین هستیم. من تضمین میدهم چنین جامعه ای هزار سال هم بگذرد ، پیشرفت نخواهد کرد.
-وینستون چرچیل

